بگذرد اين هم!

بگذرد اين هم!

 

 

پادشاهي دُّر ثميني داشت

بهر انگشتري نگيني داشت

خواست نقشي كه باشدش دو ثمر

هر زمان كه افكند به نقش نظر

گاه شادي نگيردش غفلت

گاه اندوه نباشدش محنت

هر چه فرزانه بود در ايام

كرد انديشه اي ولي همه خام

ژنده پوشي پديد شده آن دم

گفت: بنگار "بگذرد اين هم"

/ 4 نظر / 3 بازدید
رضا

سلام لذت بردم از نوشته ها و کل وبلاگتون سری بزن من يه تحليل کوتاه از سريال مدار صفر درجه آورد ه ام.

دلارام

سلام وبلاگ بسيار خوبی داری خوشحال ميشم به من هم سر بزنی بای

سلام