بازگشت دوباره

سلام به همه دوستان خوبم

مثل ققنوس که هرازگاهی سر از خاکستر زمان بیرون میاره و زندگی رو از نو شروع می کنه حس کردم باید دوباره به وبلاگم زندگی تازه بدم. به تاریخ آخرین یادداشتم که نگاه می کنم می بینم مربوط به اولین روزای دگرگونی زندگی من می شه. روزایی که عشق با قدمهای دلپذیر خودش وارد خونه دلم شد و تونستم برای اولین بار معنی عشق و دوست داشتن رو در زندگیم تجربه کنم. الان حدود ۶ ماهه که روزها و لحظات قشنگ زندگیم رو با کسی تقسیم کردم که تونست به اعماق قلب من نفوذ کنه و از حصارهای بلند دورادور قلبم بگذره.

دوستان خوبم!

از همه شما به خاطر توجه و محبتتون به وبلاگم تشکر می کنم و از خدای عشق می خوام که دلهای شما رو هم با نور مقدس و پاک عشق روشن کنه  لحظات زیبای عاشقی رو با تمام وجودتون تجربه کنید و لذت ببرید از بودن با کسی که یکبار برای همیشه حصارهای بلند قلبتونو رد کرده و بر کرسی درخشان عشقتون تکیه زده.

برای همه شما آرزوی روزهای خوب و خوش می کنم و ازتون می خوام تا در روز ٢٩ اسفند که روز وصال من و عشقم هست برای خوشبختی ما دعا کنید.

حضور دلهای گرم شما در بزم کوچک ما، مایه مباهات و افتخار منه.

 

شاد باشید و عاشق

/ 6 نظر / 6 بازدید
رضا

با آنکه در حریم تو بیگانه ام هنوز مانند حلقه بر در این خانه ام هنوز بگذشت شب ز نیمه و من با خیال دوست مینا صفت به گوشه میخانه ام هنوز

لاله

ممنون

لطیف

سلام ببخشید که دیر سر زدم اما هنوزم دیر نشده . پس پیوندتان را تبریک میگم و براتون ارزوی خوشبختی می کنم.[لبخند]

مملی

تمام وبلاگتون رو خوندم.قشنگ بود

حسین

سلام صبا خانوم خیلی خیلی لذت بردم از متن هایی که داخل وبلاگتون بود شاید یک سال می شد که از خوندن این متون دور بودم ولی با دیدن وبلاگ شما واقعا احساس تازه بودن رو در خودم حس می کنم. موفق و پیروز باشید

جواد

سلام صبا خانم از خواندن مطالبت احساس كردم روح لطيف وصميمي داري واقعا لذت بردم ارزوي توفيق دارم زنده باشي