کاسه چوبی

کاسه چوبی  پیرمردی تصمیم گرفت تا با پسر، عروس و نوه چهار ساله خود زندگی کند. دستان پیرمرد می لرزید و چشمانش خوب نمی دید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام، غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم، و گرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اتاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد. بعد از اینکه یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست، دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد. هروقت هم خانواده او را سرزنش می کردند، پدربزرگ فقط اشک می ریخت و هیچ نمی گفت.یک روز عصر، قبل از شام، پدر متـوجه پسر چهـار ساله خود شد که داشت با چند تکـه چوب بـازی می کرد. پدر رو به او کرد و گفت: پسرم، داری چی درست می کنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید، در آنها غذا بخورید! و تبسمی کرد و به کارش ادامه داد.از آن روز به بعد همه خانواده با هم سر یک میز غذا می خوردند.                                             منبع: نشان لیاقت عشق 

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

سلام........... بلاگ قشنگ و باصفايی داريد[تحسین] مطلبتون خيلی قشنگ بود[تحسین] اگه پيش منم بيايد خوشحال ميشم[چشمک] طبق نوشته شما نتیجه میگیرم که پدر بزرگ به باباش ظلم کرده که حالا پسرش داشته این کارو می کرده...[ناراحت] [گل][خداحافظ]

مجتبی

می تونم با شما تبادل کنم؟؟

امین

نه میشه باورت کنم، نه میشه از تو رد بشم نه میشه خوب من بشی، نه میشه با تو بد بشم [نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

ایلیا

سپاس تو را اى پروردگار كه به ما وعده تخلف ناپذير و شمشير برنده و بنده اى كه براى يارى دين خود انتخاب كردى و او را از هر ناپاكى منزه ساختى به ما معرفى كردى . او را از هر گناهى معصوم كردى ، و از هر عيبى مصون نمودى . او را از هر پليدى پاكيزه گردانيدى، طاعت او را طاعت خود و ياريش را يارى خود قرار دادى و او را با زبان پيامبر امّى خود (صلى الله عليه وآله) و زبان پيامبران گذشته ، به ديگران معرفى كردى و در تورات و انجيل وقرآن ذكر او را ياد كردى و بندگانت را از غفلت برحذر كردى

یبی

براي افزايش امار خود وبالا بردن نظرات خود فقد چند دقيقه وقت بگزاريد و به وبلاگ ما بيايد كد لينك باكس را كپي كرده ودر ويرايش قالب پيست كنيد سپس از قسمت ارسال لينك نام لينك دلخواه خود را براي ما ارسال كنيد تا لينك شما در صدها وبلاگ به نمايش در مي ايد www.112311.blogfa.com .......................ادرس لينك باكس لينك باكس ما را به اطلاع دوستان خود برسانيد

فرشته مهر

سلام صبا جان ..پند پنهان داستانها رو خیلی دوست دارم ..حتما موقع به روز شدن مطلعم کن متشکرم [گل]

گل سرخ

سلام خانوم صبا واقعا جالب بود حاظرم با جرات بگم نشاط آور ترین وبلاگی که تو این چند سال خوندم وبلاگ شما بوده واقعا زیبا بود اینو از صمیم دل و با صداقت میگم راستش من وبلاگتونو save كردم تا بعدا بخونم وقتي شزوع به خوندن هم كردم تا اخرش و خوندم خيلي خيلي خوشحال ميشم كه وقتي مطلب جديدي رو ارائه دادين من هم يكي از خوانندهاش باشم موفق باشين

مهدی صابری

سلام و خداقوت مطالبی که انتخاب کردید بسیار جامع و کامل و آموزنده ست. هم لذت بردم از خواندش و هم استفاده کافی و وافی... از این به بعد همیشه به وبلاگتان سر خواهم زد تا چیزهای جدیدی بیاموزم... یا حق..[گل]

مهدی صابری

سلام راستی یادم رفت بگم شما رو با افتخار لینک[لبخند] کردم....

شکلات تلخ

خیلی سال پیش کارتون این داستان رو دیده بودم . خیلی آموزنده و جالبه